رمان در آغوش سایه ها...قسمت 16

خرید بک لینک
حس میکنم به اون قسمت تلخی که دلم میخواست کم کم داریم نزدیک میشیم...

دلیل بعضی کارها و حرفا

هیچوقت مشخص نمیشه و شاید بعد ها از یاد بره....

میخوام تو این قسمت از ارسلان قصه بدتون نیاد

ازتون میخوام که از ارسلان متنفر نشید

مثه حسی که چند ساعتی آرام دچارش شده بود...

یه دیالوگ داره آرام این قسمت که خیلی ازش خوشم میاد

میگه: هه منو بگو که فکر میکردم پیوندمون با عشق شروع میشه نمیدونستم تو هوس های تو غرق میشم

در آغوش سایه ها...

ما را در سایت در آغوش سایه ها دنبال می‌کنید

برچسب: رمان در آغوش مهربانی,رمان در آغوش باد,جلد دوم رمان درآغوش مهربانی,رمان در آغوش رویا,رمان در آغوش مهرباني,رمان در آغوش رويا,رمان در آغوش حسرت تو,رمان در آغوش تو,رمان در آغوش مهربانی2,رمان در آغوش مهربانی برای موبایل, نویسنده: بازدید: 84 تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 23:49

صفحه بندی