یهو این متن که خیــــــــــــلی وقت پیش نوشته بودم رو تو یکی از دفترای چک نویسم دیدم...
به نظرم خوب نوشتم! گفتم شمام بخونید....
میخوام مادری بشم که یه دنیای پرازآرامش رو برای بچه هام بسازم...
دخترمن هیچوقت نباید بره رشته ی تجربی یا انسانی و یا حتی ریاضی...
دخترم باید همیشه روحش لطیف بمونه و دور از استرسِ درس و مدرسه باشه...
اصن شاید نزاشتم بره مدرسه! و شاید روش دیگه ای برای آموزش سواد بهش پیدا کردم...!
اگرهم رفت مدرسه.... باید بره رشته ی هنر...
باید بره با نقاشی و موسیقی و حتی عکاسی به روحش آرامش ببخشه...
تمام تابستونای دخترمن باید با کلاس رقص و موسیقی و نقاشی پر بشه
نه کلاس زیست و شیمی و ریاضی!!!
میخوام مادری بشم که برای هیچ کاری دخترمو مجبور نکنم
و فقط راه درست و غلط رو بهش نشون بدم...
میخوام مادری بشم که اگه یه روزی دخترم اومد و بهم گفت عاشق شدم نزنم تو دهنش و
بشینم باهاش منطقی حرف بزنم! هرچند که عشق منطق حالیش نشه...!!!
مادری میشم که سیاست و مهربونی رو باهم داشته باشم...!
من میخوام مادری بشم که هیچوقت به پسرم نگم
که تو باید مثلا مهندس بشی میزارم پسرم بره سمت چیزی که بهش عشق داره
حتی اگه بخواد ترک تحصیل کنه جلوشو نمیگیرم
حتی اگه به رفتگر شدن هم علاقه داشته باشه نمیگم تو حتما باید دکتر بشی...!!!
اصن میزار پسرم بره سمت ورزش های رزمی...
بره سمت ورزشی که بهش علاقه داره تا انرژی هاشو تو راه مثبت هدر بده و یا استفاده کنه!!!
مادری میشم که ساعت ها وقت برای صحبت با بچم داشته باشم
و ساعت ها وقت اضافه برای اینکه پیش بچه هام باشم و با اونا وقتمو بگذرونم...
نمیخوام مادری باشم که عقده هاشو سر بچه هاش خالی میکنه
و یا کارایی میکنه که بچه هاش ازش متنفر باشن...!!!
و هزار تا فکرو رویا و خیال و برنامه ی دیگه...
اینایی هم که نوشتم عقده های من نبوده و نیست!
اینا همه دقیقا مثله رفتارایی که مامانم بامن داشته!
البته بعضی از رفتارو با مامانم تجربه نکردم که ببینم نتیجش چه ریختیه!
(مثلا نرفتم بهش بگم عاشق شدم که اونم منطقی حرف بزنه!!!
)
ولی خودم هرچیزی که تو زندگیم خواستم رو با عشق انتخاب کردم
و خانوادم هم به نظرم احترام گذاشتن...
فقط نمیخوام بچه هام راهی رو که من دارم میرم رو برن...
پشیمون نیستما ولی اصلاااا دلم نمیخواد اونا درآینده تو جایگاه الانه من قرار بگیرن...
جایگاه بدی هم ندارما،نه به هیچ وجه! ولی خب دوست ندارم....!
همین! :)
البته اینم تاکید میکنم که به هیچ عنوان دوست ندارم ازدواج کنم!
واین متن فقط و فقط یه رویای واهیه!
نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 15:36 توسط aram|
در آغوش سایه ها...ما را در سایت در آغوش سایه ها دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 108