در آغوش سایه ها

متن مرتبط با «خواب های طلایی» در سایت در آغوش سایه ها نوشته شده است

گزیده گفته های ماه رمضانی...!

  • نیلوبلاگ

    امشب غذایی که واسه افطار داشتیم باب میل من نبود! هی میگفتم خدایا چه کنم چیکارکنم! چی بخورم! یه ساعت مونده به افطار فهمیدیم مصلی هم افطاری داره برای رحلت امام واینحرفا... قیافه من از این ریختی بهxa0 این ریختی تغییر پیداکرد! میگفتم هرچی باشه غذا غیر از غذایی که واسه امشب داریم! خلاصه خدا با ما بود! :))...

    ادامه مطلب
  • ماجراهای من و درسام...!

  • نیلوبلاگ

    عاغا عارضم به حضورتون که دیشب هرکاری میکردم خوابم نمیبرد...! ساعت 12:30 تلویزیون رو خاموش کردم و اومدم بخوابم! تا ساعت 2:30 با خودم کلنجار رفتم ولی خوابم نبرد! البته یکم هم ذهنم درگیر بود واین ها... خلاصه خوابم نمیبرد... 2:30 دیگه با هزار بدبختی و با شمردن گوسفند وازاین چرتوپرتا خوابیدیم! 3:15 مامان...

    ادامه مطلب
  • خواب!

  • نیلوبلاگ

    امروز تو مدرسه خوابیدم! یک ساعت و نیم خواب بودم... من چون معمولا ردیف دوم میشینم اصن نمیتونم سرکلاس بخوابم یا حتی سرمو رو میز بزارم و اینا احساس میکنم دبیر بیشتر متوجه میشه! ولی امروز ساعت سوم ته کلاس نشسته بودمو راااااااااااحت گرفتم خوابیدم تا حالا خواب توی مدرسه انقد بهم فاز نداده بود خیییییلییییی خووووب بود... : )...

    ادامه مطلب